تبلیغات
داستان-shineeshiny - جنایت بزرگ

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلام دوستای گلم این همون داستان اولیه هست كه گفتم اسم براش انتخاب نكردم اطفا برید ادمه مطلب و داستان را بخوانید ویه اسم قشنگ برای داستان انتخاب كنید در ضمن نظر ها هم زیاد باشنا

به خبری كه هم اكنون به دست ما رسیده توجه كنید

پلیس هم اكنون به دنبال دو سارق فراری به نام های چوی مینهو و لی تمین  میگردد ،دولت به هر كسی كه نشانی از آنها بدهد 500 میلیون تومان به انها به عنوان هدیه میدهد

مین هو: تمین یعنی برای سر تو 250 میلیون جایزه گذاشتن ، كاش میرفتم تحویلت میدادم و اون 250 میلیونو میگرفتم

تمین:اگه پات برسه اداره ی پلیس هم تو را میگیرن هم منو بعد دیگه اون 250 میلیونم پودر میشه میره هوا

مینهو: راست میكیا

تمین: بهتره یه فكر كنی تا از اینجا فرار كنیم

مینهو:بهتره شبانه در بریم ، فكر خوبی نیست؟

تمین: این پلیسایی كه من میشناسم باور كن تو كل خیابونا حتی شبها برامون مامور گذاشتن

مینهو:دلم به حال اونایی كه شب قراره بخاطر من نگهبانی بدن میسوزه

تمین یه داد بلندی سر مینهو میكشه و میگه هی الان وقت شوخی كردنه بهتره یه فكری كنی تا فرار منی وگرنه همینجا قیمه قیمت میكنم

مینهو: وای ترسیدم، باشه بابا یه فكری میكنم

وقتی مینهو این حرفو زد تمین آروم شد ونشست روی زمین

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

موقعیت: اتاق تمرین

تگین:ساری حواست باشه دوباره گند نزنی

ساری: من كی گند زدم

آوریل :همیشه

ساری: به من چه كه بند گیتارم پاره شد

رها:به خاطر تو ما كلی جلوی همه تحقیر شدیم

ساری:بندازینم بیرون دیگه ،چرا انقدر اشتباهمو میزنید تو سرم

شیرین:چون اشتباهت خیلی بزرگ بوده

ساری:من اصلا برای كنسرت فردا نمیام برید یكی دیگه جای من پیدا كنید

نگین: وای چه زود قهر میكنه ،ببخشید

ساری: چون خیلی التماسم میكنید باشه نمیرم

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

موقعیت:اداره پلیس

اونیو دستشو گذاشته بود رو سرش و داشت فكر میكرد كه یه دفعه صدای در اومد

اونیو: كیه؟

مهشاد: منم

اونیو :بیا تو

اونیو:مهشاد در مورد اون سارقا تو خبر پخش شد

مهشاد : اره همین 5 دقیقه پیش تو خبر گفتن

اونیو: یعنی از این طریق میتونیمگیرشون بندازیم؟

مهشاد: بله قربان ،راستی چرا انقدر جایزه نقدی را زیاد كردید

اونیو: اینجوری مردم زودتر به فكر میفتن دنبال اون بگردن

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

زمان:شب

موقعیت: مخفیگاه

تمین: مین هو فكری به ذهنت نرسید

مینهو:به نظر من تغیر چهره بدیم

تمین:فكر خوبیه ولی چجوری؟

مینهو:بیا خودمونو بكنیم دختر ، اینجوری دیگه كسی ما را نمیشناسه

تمین: حالا چجوری خودمونو بكنیم دختر

مینه:به كیبوم میگیم ما را درست كنه مثلا اون آرایشگره ها

تمین : زنگ بزن بهش بگو بیاد اینجا

مبنهو زنگ میزنه كیبوم و میگه فردا صبح اول وقت اینجا باش

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

زمان: صبح

مینهو وتمین منتظر كیبوم بودن كه یه صدایی میشنون كه میگه شما تو محاصره پلیس هستید بهتره خودتونو تسلیم كنید



[ جمعه 23 تیر 1391 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک