تبلیغات
داستان-shineeshiny - Happy Birth Day Taemin

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلام تمین جونم خوبی،امیدوارم خوب باشی الان من یك سال و پتج ماه دوست دارم خیلی خب بریم واسه تولد

الان رفته تو بیست سال البته به سن كره ای رفته تو بیست ویك سال

생일 축하합니다

 

اینم كیك تولدش

حالا برای خوندن داستان برید ادامه خیلی باحاله از خنده رو ده بر میشین

رینگ رینگ

تمین:كیه؟

سارا:منم سارا

سارا:یه عو چو كا هام میدا

سارا داشت اینو میگفت تمین درو رو صورتش بست

سارا دوباره زنگ زد تمین درو باز میكنه و میگه:كله ی سحری چی ازم میخوای

سارا:میخوام اولین كسی باسم كه تولدتو تبریك میگم

تمین:زحمت نكش مهسا و مهشاد اولیش بودن

سارا:خب میشن سومیشتمین:وای

سارا:بیام تو

تمین:نه

سارا:چرا؟

سارا:كسی داخله

تمین:نه ولی نمیخوتم سو تفاهم بشه برای كسی

سارا:وای چه مبلای  راحتی

تمین:ر. كه نیست سنگ پاماله ی قزوینه

سارا:هان

تمین:هیچی

سارا:برو بشقاب بیار كیك بخوریم

تمین:باشه

سارا همشو خودت باید بخوری

تمین:از كجا خریدی خیلی خوشكله

سارا:خودم درست كردم

تمین:درغگو

سارا:راست میگم

تمین:یه قاشقشو خورد وگفت خوشمزه هست ولی

سارا:ولی چی

تمین:هیچی

سارا:راستی میدونی 23 مرداد تولدمه  مصادف با روز آزادی كره پ5 اگوست

تمین:حب كه چی؟

سارا:خب كه نداره میخوام برام كاپو چینو درست كنی

تمین:عمرا

سارا:چرا

تمین:ببین همین حالا دهنت شده پر كیك دیگه كاپو چینو بخوری چی میشه

سارا:به خاطر اون كفاش میگی

تمین:كف ،اون چیزایی كه روشرو میگی

سارا:آره

تمین:برو بیرون

چی

گفتم برو بیرون

خلاصه تمین ساری را میندازه بیرون ومیره میخوابه دوباره سارا در میزنه

تمین:باز چیه

سارا:دلت میادمنو بكنی بیرون

تمین:آره

تمین خواست در ببنده كه سارا با پروئی تمام اومد تو

تمین:با چه روئی میلی تو دیروز یادت رفته

سارا:منم میخوام جبرتن دیروز بكنم

تمین:زنگ میزنم جونگ هیون ها

سارا:خودم قبلا بهش خبر دادام

تمین:میخوای جبران كنی پس برام غذا درست كن بعد زمینو تمیز كن

سارا:آهان تازه یادم اومد جونگی گفته بود ساعت 9 بیا خلیج قرار داشتم یادم نبود پس من میرم بای تمین جونم

تمین:بای

تمینآخیش از دستش راحت شدما

بای نظرتون چیه ،قشنگ بود یا نه،نظرم بزارینا



[ چهارشنبه 28 تیر 1391 ] [ 07:37 ق.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک