تبلیغات
داستان-shineeshiny - نرو

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

نویسنده ی این فن فیک هیچوله. البته مثل اینکه خودش گفته بود این متنو خونده و بعدش فقط اسم های اینا رو جاشون گذاشته....بعد ما با هینیم تصمیم گرفتیم که هینیم اینو به صورت ساجویی بنویسه و منم به صورت شاینی

خوب دیگه برید بخونید

میپردازیم به داستان کوتاه:

جونگهیون و کی با هم رابـ طه داشتند و عشق بینشون انقدر زیاد بود که همه بهشون حسرت می خوردن

ولی یه روز، جونگهیون به کی گفت که می خواد باهاش بهم بزنه
کی چون خیلی جونگهیون رو دوست داشت، اعتراضی نکرد
نتونست بهش بگه
"نرو"
جونگهیون فقط روش رو برگردوند و رفت ولی
هیچی نگفت

کی یواشکی پشت سر جونگهیون راه افتاد
و دید که جونگهیون رفت پیش اونیو
کی از اون پشت داشت تماشا می کرد
خیلی عجیب بود ولی

"اونیو، من با کی بهم زدم. پس دیگه بهش کاری نداشته باش
و دیگه اذیتش نکن"
"نه، چطور حرفتو باور کنم؟ فقط وقتی حرفتو باور می کنم که تو با من باشی"
"برای من، فقط کی وجود داره"
برای همین اونیو بنزین رو برداشت
و همشو ریخت رو بدن جونگهیون
اونیو خیلی عصبانی بود
"یا با من باش تا باور کنم با کی بهم زدی، یا بمیر. یکیشو انتخاب کن"

جونگهیون جواب داد "من مرگ رو انتخاب می کنم"
ولی قبل از اینکه اونیو فندک رو روشن کنه
آخرین حرفی که جونگهیون زد
رو نشنید
می دونین جونگهیون چی گفت؟
"کی، چشماتو ببند"



[ جمعه 20 مرداد 1391 ] [ 03:13 ب.ظ ] [ سانی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک