تبلیغات
داستان-shineeshiny - جنایت بزرگ پارت پنجم

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

بچه ها خوبید

از تخیر پیش آمده عذر میخواهم

بایدم خوب باشید خب من اومدم با پارت پنجم جنایت بزرگ

برید حال كنید

نظرم یادتون نره

 

میخواد از خیابون رد بشه كه یه دفعه یه ماشینیو میبینه كه داره میاد طرفش تمین همونجوری اونجا می ایسته كه یه دفعه جونگ هیون می گه داری چیكار میكنی تمین برو اونور امین یه نگاهی به جونگ هیون می ندازه ولی بازم سر جاش می ایسته ،تمین  صدای بوقی را احساس میكنه كه هی دارن بهش نزدیك تر میشن ولی بازم همون جا میایسته و دست میزاره رو سرش و داد میزنه نه كه یه دفعه جونگ هیون تمینو هل میده و میندازه اونور 

تمین:جونگ هیون نمیدونم یه دفعه چی شد حتی نمیتونستم یه قدم بر دارم

جونگ هیون:یكی به من بدهكاری

تمین:ها

جونگ هیون:4 به 3 شدیم به نفع من

تمین:ها !!!باشه جبران میكنم  بعد تمین خوابید روی زمین و یه لبخندی زد و به جونگ هیون نگاه كرد

---

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

موقعیت:خانه دخترا

مینهو:ته یون تا آلان كجا بودی

ته یون:سر قرار یعنی نمیدونستی؟

مینهو:جونگ هیون چی گفت؟

شیرین:چه منحرفایی برین بیرون در مورد این چیزا حرف بزنین ایش

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

موقعیت:اتاق پسرا

مینهو:چی؟!!!

مینهو:میخواستس تصادف كنی

مینهو:حواست كجاست؟

ته مین:یه نفرو دیدم كه عقرب سیاه رو دستش بود

مینهو:چی؟!!!

مینهو:یعنی اونا تو را تعقیب میكنن؟

تمین:نمیدونم ؟شاید

مینهو:نكنه اون ماشینه هم كار اونا بوده

تمین:حرف میزنیا ،آخه چجوری اونامیدونستن من میام وسط خیابون

مینهو:آره حق با توئه

مینهو:بیا بریم بیرون تا دخترا شك نكنن

تمین:این رزلب صورتیه خیلی بهت میاد

مینهو:خفه شو

تمین:ههههههه

مینو:میای یا نه

تمین(با صدای نازك این حرفو میزنه):آره مین جونگ

مینهو:یه كلام دیگه حرف بزنی مردی

تمین:من میخوام با دستای مین جونگ جونم بمیرم

مینهو:خفه میشی یا نه؟

تمین:شدم بیا بریم

مینهو:راستی بیا قبل از اینكه بریم برای خودمون یه اسم انتخاب كنیم آخه بیچاره پلیس ها خیلی سختشونه اسممونو صدا بزنن

تمین:حالا اسممونو چی بزاریم ،چجوری بهشون خبر بدیم

مینهو:با نامه بهشون خبر میدیم و اسممونو میگیم و بهشونم میگیم كه سالمیم و جامونم خوبه

تمین:2مین چطوره؟

مینهو:اون موقع با اون دزدا اشتبامون میگیرن

تمین:خب بزار بگیرن

مینهو:عی ایكش چطوره

تمین:نه خوب نیست

تمین:2نام چطوره

مینهو:بدك نیست

مینهو:2 جیكس چی؟

تمین:حالا بعدا یه فكری براش میكنیم فعلا بیا بریم

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

موقعیت:سالن

دخترا داشتن با هم حرف میزدن

تمین و مینهو اومدن داخل و نشستن پیش رها و شیرین

دخترا داشتن با هم حرف میزدن كه یه دفعه در باز شد و دوتا پسر امدن تو خانه

خب تمومید بچه ها نظر یادتون نره و لطفا بگید برای پسرا چه اسمی انتخاب كنم خوبه



[ یکشنبه 29 مرداد 1391 ] [ 09:22 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


نمایش نظرات 1 تا 30
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک