تبلیغات
داستان-shineeshiny - جنایت بزرگ پارت 6

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

¨موقعیت:سالن
¨دخترا داشتن با هم حرف میزدن
¨تمین و مینهو اومدن داخل و نشستن پیش رها و شیرین
¨دخترا داشتن با هم حرف میزدن كه یه دفعه در باز شد و دوتا پسر امدن تو خانه
¨ساری:شی وون اوپا
¨شیرین:كیو هیون اوپا
تمین و مینهو:اوپا
¨ساری و شیرین:آره اینا داداشامونن
¨ساری: راستی داداش كی از آمریكا برگشتی؟
¨شی وون:همین امروز
¨ساری:چرا بهمون خبر ندادی
¨شی وون:میخواستم سوپرایزت كنم آخه امروز سالگرد مامانه
¨ساری:آهان ،پس اومدی با هم بریم
¨شی وون:آره باید با هم بریم
¨شیرین:داداشی تو كی برگشتی
¨كیو هیون:منم همین امروز
¨ساری:كی هم دیگ را دیدید
¨كیو هیون:جلوی در
¨ساری:آهان
¨شی وون یه نگاهی به تمین و مینهو انداخت و گفت خواهر جون اینا كین؟
¨ساری:جریانش طولانیه بعدا برات تو ضیح میدم
¨شی وون:باشه

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

سالن مسابقه

¨موقعیت:اتاق پسرا
¨تمین:حالا چیكار كنیم؟
¨مینهو:چی ،چیكار كنیم؟
¨تمین:بردار ساری خیلی مرموزه اگه بفهمه ما دختر نیستیم؟
¨مینهو:نگران نباش
¨تمین:در ضمن نامه را فرستادی اداره پلیس
¨مینهو:آره
¨

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

¨موقعیت اداره پلیس
¨تق تق
¨اونیو: كیه؟
¨مهشاد:منم مهشاد
¨اونیو:بیا تو
¨مهشاد:قربان یه نامه براتون اومده
¨اونیو  نامه را باز میكنه ومیخونه
¨اونیو:این عوضی ها میكشمتون
¨مهشاد:چی شد قربان
اونیو از دز میره بیرون و مهشاد نامه را بر میداره
توی نامه نوشته بود عمرا بنونین ما را گیر بندازین ههههههه
ما سالم و سلامت با خیال آسوده داریم زندگی میكنیم
مهشاد:اینا خیلی پررو شدن باید حالشونو جا بیارم
 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com
موقعیت:خانه دخترا
شی وون میره پیش مینهو و میگه:اسمت مین جونگ بود
مینهو:آره
شی وون:فكر نكن من احمقم من همه چییو فهمیدم
مینهو از ترس صورتش سرخ میشه
تا پارت بعد بای بای
نظرم یادتون نره ها
 بوس


[ جمعه 3 شهریور 1391 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک