تبلیغات
داستان-shineeshiny - جنایت بزرگ پارت 7

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلام خب حرفی ندارم كه بزنم فقط برید ادمه

 

مینهو:راستش ما ......

شی وون:من میدونم قایم نكنید از من

مینهو:به خدا ما....

شی وون:من میدونم شما الكی با خواهرم دوست شدین،چون میدونستین من برادر اونم نه

مینهو:آیه ،ما از طرف داراتونیم آقای شیوون

شی وون:با من راحتت باش اسممو صدا بزن مین جونگ

بعد شی وون رفت

مینهو:چه زود پسر خاله میشه اه

تمین:خواستگارم پیدا كردی

مینهو:خفه شو

تمین:قدش بلنده،خوش قیافه،پولدار و معروف چه شانسی داریا ،خوش به حالت

مینهو:یه كلمه دیگه حرف بزنی لهت میكنم

تمین:بیا له كن ببینیم

ساری:اینجا جای دعواسن؟مگه شما پسرید كه میخواید با هم دعوا  كنید

مینهو:نه بابا ولی تمین یكمی شبیه پسرا هست

ساری:به حرحال بیاید ناهار بخوریم

مینهو و تمین:باشه

مینهو:از این به بعد بیشتر مراقب باش فهمیدی؟

تمین:باشه تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

موقعیت:اداره پلیس

اونیو:مهشاد  كاغذ نامه را بردین ببینید اثر انگشتی چیزی روش هست یا نه؟

مهشاد:آره

یه دفعه چمد مفر از در اومدن تو  و گفتن یه چیزی پیدا كردیم

اونیو:چی؟

مرد:توی نامه با خودكار نامرئی نوشتن از این به بعد ما را e2 اسم ببرید

اونیو:e2son

مهشاد:عی تو سان

اونیو:از كجا فهمیدید با خودكار نامرئی نوشتن

مرد:قربان ما را دست كم گرفتید ،خیلی كارای دیگه میشه با تجهیزات پیشرفته ما كرد

اونیو:خوبه میتونید برید

اونیو سرشو گذاشت رو میز و دستشو گذاشت رو سرش

مهشاد:قربان خوبید

اونیو:آره میشه منو تنها بزاری

مهشاد باشه تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

موقعیت اتاق مینهو و تمین

امین یه گوشه نشسته بود و داشت به تمام ماجراهایی كه افتاده بود فكر میكرد

تمین:یعنی خواهرم چه ربطی به بار سو داشته،اون مرده خواهرمو از كجا میشناخته

تمین:من باید از این چیزا سر دربیارم

بعد با همین قیافش بلند شد و رفت بار سو

موقعیت :بار سو تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

ته مین(ته یون) رفت نشست  روی صندلی و گفت :آقا ته یون اینجا كار میكنه

مرد:شما؟

ته مین:من دوستشم ،زمانی كه ما تو شهر خودمون بودیم اون هم بازیم بود،شنیدم اینجا كار میكنه؟

مرد:اون كسی كه آدرس اینجا را بهت داده نگفت كه مرده

ته مین:مرده برای چی؟

مرد:اون به رییس خیانت كرد باید میمرد

ته مین:باورم نمیشه اون و خیانت

ته مین 10 دقیقه بعد از این حرف مرد میره بیرون

تمین تو راه داشت با خودش فكر میكرد:اون به رییس خیانت كرده؟رییسشون كیه اصلا؟چه ربطی به عقرب سیاه داره،وای دارم دیوونه میشم

موقعیت:خانه تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تمین تو اتاقش  نشسته بود و دوباره داشت فكر میكرد كه یه دفعه مینهو اومد تو

تمین:مینهو

مینهو:چته تو فكری

تمین:ببین امروز رفته بودم بار سو

مینهو:دوباره رفتی اونجا؟

تمین:گوش كن یه نفر بهم گفت خواهرم به رییس خیانت كرده

مینهو:رییس

تمین:آره ولی ریسشون كیه و چه ربطی به عقرب سیاه داره

مینهو:شاید عقرب سیاه رییس اون باره است

تمین:آره چقدر تو باهوشی

مینهو:انقدر بهش فكر نكن و دنبالش نرو تو دردسر میفتی

تمین:تا موقعی كه اون عوضی را پیدا نكنم دست بردار نیستم

مینهو:باشه

موقعیت:بار سو  تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

گارسون:امروز دوباره یكی سراغ ته یونو گرفت

عقرب سیاه :كی بود

گارسون:اون دختره گفت دوستشه

عقرب سیاه یه كاسه ای زیر نیم كاسه هست

عقرب سیاه گوشی را برداشات و به جاسوس زنگ زد

موقعیت:خانه اتاق تمین و مینهو ساعت 10 و نیم شب تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تمین:مینهو  میتونی امشب بری بار سو

مینهو:چرا من؟

تمین :بخاطر دوستت این كارو كم

مینهو:بزار فردا میرم امروز اگه برم شك میكنن

تمین:همین امروز باید بری

مینهو:این وقت شب

تمین:میری یا نه؟

مینهو :باشه تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

موقعیت بار سو زمان 11 شب

مینهو میره داخل بار كه یه دفعه كی بوم را داخل بار میبینه

مینهو خیلی تعجب میكنه

مینهو:اینجا چیكار میكنی

 

 

 

 

خب تمومید نظرم یادتون نره

درضمن فكر میكنید كی بوم اونجا چیكار میكرده؟

بای تا بعد



[ دوشنبه 13 شهریور 1391 ] [ 08:59 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک