تبلیغات
داستان-shineeshiny - پسران برتر از گل/end

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلام بچه ها بالا خره این داستان هم تموم شد بعدش اگه نظرای این پارت زیاد بود میخوام اون داستان كمدی را بزارم موافقین پس شما هم همگاری كنین تا داستان را زود تر بزارم

راستی بچه ها بهم میگین اوپا ها از راست به چپ كدومشونن؟

g8wav6quw8vx4c1wd1mj.jpg

این عكسه هم خیلی قشنگه دلم نیومد نزارمش

______________________________________________________________________

كی بوم پشت سر مایسا دویید تا اینكه رسیدن به محوطه كی بوم داد زد مایسا وایسا

مایسا روشو كرد اونطرف و گفت:چته؟

كی بوم:همه چیز را به یاد اوردی؟

مایسا هوم

كی بوم:مامان بابات چی شدن؟

مایسا:مردن

كی بوم:متاسفم

مایسا:چرا باید متاسف باشی؟

كی بوم:چون تو دوستمی

مایسا:اگه دوستتم چرا اون دختررو بغل كردی؟

كی بوم:حسودیت میشه؟

میسا:!!!!!!!!!!!!!!!!

كس بوم:ت...و خیلی پررویی

مایسا:كی بوممممممممممم

كی بوم اینو گفت و میخواست بره كه یه دفعه نگین را دید رفت و دست نگین را گرفت و آؤرد كنار مایسا بعد یه انگشتر از جیبش در آورد و گفت:من همیشه دوست داشتم اینو بدم به همسر آیندم

مایسا:خب كه چی؟!

كی بوم:اگه سه سال پیش بود اینو میدادم به تو ولی حالا اینو میدم به نگین

نگین و مایسا:چی؟

كی بوم زانو زد و گفت نگین جون با من دوست میشی؟

نگین هم سرشو به علامت رضایت تكون داد بعد كی بوم انگشترو كرد تو دست نگین بعد بلند شد و نگینو بغل كرد مایسا هم بادیدن این صحنه ول كرد و رفت

----------------------------------------------------------------------------------------------------

مهشاد سوار ماشین اونیو شد و رفت

تو راه انیو گفت :مهشاد منو چقدر دوست ذاری؟

مهشاد:هیچی

اونیو:چی؟!

مهشاد:شوخی كردم

اونیو:دیگه از این شوخی ها با من نكن من قلبم ضعیفه

-واقعااااااااااااااااا

-شوخی كردم مهشاد جونم

-بی مزه

-مهشاد میتونی از صندلی عقب اون پاكت را بیاری؟

-آیه

مهشاد كمربندشو باز كرد و با كلی زحمت اون پاكت را آورد

اونیو:بازش كن

مهشاد:باشه

مهشاد بازش كرد و دید یه گل تو مویی خیلی قشنگه

-وای خیلی قشنگه

-مواظبش باش خیلی گرونه ها

-باشه عزیزم بعد صورت اونیو را بوس كرد

اونیو:تو از این كارا هم بلدی

-پ نه پ فقط خودت بلدی

-من بلد نیستم

-بلدی

-بلد نیستم

-بلدی

(ادامه دارد)

----------------------------------------------------------------------------------------------------

موقعیت:خیابان

ساری داشت تو خیابان راه میرفت كه یه دفعه پاشنه ی كفشش شكست

ساری:وای ،شكست،حالا چیكار كنم؟

جونگ هیون از تو ماشین داد زد میرسونمت

ساری:مه خیر لازم نكرده

-بیا دیگه

-(با داد اینو میگه)گمشو

یه دفعه پلیس میاد و میگه خانم مزاحمتونن

جونگ هیون نهه آقای پلیس نامزدومه و لی با هم قهریم

پلیس:نامزدتونه

ساری یه نگاهی به جونگ هیون میندازه و میگه آره

پلیسه هم با این حرف ساری میره

جونگ هیون:یعنی انقدر منو دوست داری؟

ساری گفت :نه و رفت اما هنوز دو تا قدم نرفته بود برگشت و گفت باشه باشه برسونم

----------------------------------------------------------------------------------------------------

موقعیت:خانه كی

رینگ رینگ

كی بوم:كیه؟

بابای كی:من پدرت

كی بوم:برگرد

-درو باز كن میخوام باهان حرف بزنم

كی در را باز میكنه و باباش میاد تو

بابای كی:خونه قشنگی داری

كی بوم:ممنون

-پسرم من هیچوقت نمیخواستم شما را ترك كنم

-ولی كردی

- میدونم پسرم ولی من مجبور بودم

-چرا مجبورر بودی؟

-چون نا مادریت از من حامله شده بو د و من یه بچه داشتم

-من بچت نبودم

-اون كوچك بود و نیاز به مراقبت داشت ولی تو

- منم نیاز به محبت داشتن نداشتم؟

-آیه پسرم تو راست میگی ،ببخشید

-!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

-لطفا منو ببخش و بزار جبران كنم

-راجبش فكر میكنم حالا میتونی بری

-باشه عزیزم فكر كن خداحافظ

---------------------------------------------------------------------------------------------------

موقعیت:هتل سارا(عروسی تمین و جسی)

جسی نشسته بود روی صندلی و تمینم بالای سرش ایستاده بود ؛ داشتن عكس مینداختن

مهشاد و ساری هم جلوی در ورودی داخل كوچه كنار دست هم ایستاده بودن

اونیو و مینهو و جونگ هیون و كی بوم هم دم در ایستاده بودن و خوش آمد میگفتن كه یه دفعه نسیم اومد پیش مینهو و دستشو كشید و برد یه طرف

مینهو:چته

نسیم:كارت دارم خب

-چی كار داری؟

-ما كی با هم عروسی میكنیم

-وقت گل نی

-مینهووووووو

-نمیدونم

-من دلم میخواد وقتی عروسی كردیم بریم تو یه روستا زندگی كنیم مثل همون جایی كه با هم رفتیم میشه

-آیه

-وای عزیزم بعد نسیم پرید و مینهو را بغل كرد

مینهو:زشته همه دارن ما را نگاه میكنن

نسیم:نمیخوام

مینهو یه لبخند زد و گفت از دست تو

------------------------------------------

مهشاد:ساری بیا بریم تو

ساری:من نمیام

مهشاد:چرا؟

-اون پسره ی بد تركیبم هست خب

-جونگ هیون را میگی؟

-به غیر از اون كی بد تركیبه؟

-بیا بریم دیگه

-نه

ولی مهشاد دست ساری را كشید برد تو دم در جونگ هیون گفت:به به چه خانمای خوشكلی امروز هستن

ساری:به چه خانم های خوشكلی

جونگ هیون:نه به پیرزن ها هستم

-عوضی

-وقتی عصبی میشی چقدر بامزه میشی

ساری دست میكنه تو موهاش و میگه واقعا

-نه دروغ گفتم راستی این لباس ها را از كجا خریدین

-از بهترین فروشگاه شهر

-اشغالی سر كوچتونو میگی؟اونجا لباساش خیلی قشنگه

ساری داشت از عصبانیت میمذد ولی هیچی نگفت و رفت تو ولی مهشاد همون جا موند و گفت اونیو تو كی با من عروسی میكنی؟

اونیو:همین فردا

-واقعا

-نه

-چقدر تو ضد حالی

-!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

-دوستت دارم

- ما بیشتر

مراسم شرع میشه و همه چیز خوب پیش میره و تمین و جسی با هم ازدواج میكنن

جسی میاد دسته گلشو بندازه كه یه دفعه ساری اونو میگیره

خلاصه مراسم تموم میشه هركسی میره خونشون مهشاد با اونیو میره،مینهو و نسیم هم با هم میرن و ساری هم كفش هاشو در آورده بودو همینجوری بی كس داشت الاف تو خیابونا راه میرفت كه یه دفعه جونگ ساری را دید و گفت برسونمتون خوشكله

ساری:میخوام قدم بزنم

جونگ هیون از ماشین پیاده شد و گفت بیا با هم قدم بزنیم

جونگ:چرا كفشاتو در آوردی؟

-پاشنشون شكست

-پاشنه ی هردوشون

-آیه

-دست و پا چلفتی

-تو چقدر پرروئی

-میدونم خوشكله

-به من نگو خوشكله

-باشه راستی لباست خیلی قشنگه از كجا خریدیش

-از اشغالی سر كوچمون

جونگ هیون میخنده و میگه از كی تا حالا اشغالی سر كوچتون لباس ماركدار میاره؟

-از كجا فهمیدی ماركداره؟

-من استاد این چیزام

-!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

-با من دوست میشی؟

-هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان

-چقدر طولانی بود

-خب تعجب كردم

-جواب منو بده

-راجبش فكر میكنم بعد ساری سرعتشو تند كرد و جونگ هیونم دنبالش دویید بعد 5 دقیقه ساری روشو كرد اونطرف و داد زد فكرامو كردم باشه

خب تمومید

بای 

 

 



[ پنجشنبه 27 مهر 1391 ] [ 06:23 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک