تبلیغات
داستان-shineeshiny - نی نی بیا بغلم/4

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلااااااااااااااام

خب بچه ها پارت 4 نی نی بیا بغلم اومدم فقط بگم یكم حول شدم خیلی جالب نشده ببخشید

بچه ها اینا ماییم فعلا موقتیه بعدا عوض میشه

ایناهم اوپاها

جینی:مگه دیشب پای تلفن نگفتم ساعت 8 تو برج نامسان باشی ببین ساعت چنده

راضیه: ساعت8:30

 -خب تعریف كن

-راجب چی تعریف كنم

-راجب تو و بچت،نه راجب تو و تمین؛چجوری حامله شدی

-همونجوری كه همه حامله میشن

جینی داشت از عصبانیت میمرد  دندوناشو روی هم فشار داد و گفت:مگه تمین شوهرته

-اگه الان نشه بعدا میشه

جینی انقده لیوان اب را تو دستش فشار داد كه یه دفعه لیوان شكست

-حتی اگه من تو زندگی تو و تمین نمیومدم تمین بخاطر روانی بودنت ولت میكرد

جیتنی هم عصبی شد و بلند شد و ایستاد همون موقع یه مستخدم داشت رد میشد جینی شربت مستخدم را برداشت و ریخت روی جینی راضیه هم كم نیاورد و موهای جینی را گرفت و شروع كرد به كشیدن

جینی موهای راضیه را بكش راضیه موهای جینی زا بكش خلاصه اشوبی بر پا شد تا اینكه دو تاشون خسته شدن و افتادن روی زمین و بازم به هم بد و بیرا میگفتن

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

موقعیت:خیابان

مینهو و سایا داشتن با هم قدم میزدن

سایا:یعنی واقعا تمین باید از گروه بره

مینهو:اره

سایا:خیلی بد شد

-چرا؟

-من به تمین عادت كرده بودم

-به من چی؟

-تو!؟نمیدونم شاید

-ایش

یه دفعه سایا می ایسته و مینهو همینجوری به راهش ادامه میده یه دفعه میفهمه سایا نیست بر میگرده پشت سرشو میبینه و داد میزنه بیاااااا دیگه چیكار میكنی سایا

-من این لباس را میخوام

مینهو میاد طرف سایا و سایا لباس را نشون مینهو میده

-این لباس عروسی نیست؟

-چرا؟دوست دارم این لباس را بپوشم

-اگه ماجرامون مثل تمین و جینی شد چی؟

-من میكشمت

-هركاری میخوای بكن چون من بچه ی خوبیم

-چقد به خودش اطمینان داره ایش

-ایش

-ادای منو در میاری

-نه

- میكشمت

-جرئت داری؟

بعد مینهو میدوئه و سایا هم میزنه دنبالش

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

موقعیت:خانه تمین

رینگ رینگ

مامان تمین از تو آشپزخانه:یكی این در را باز كنه

تمین:من رفتم

تمین میره در را باز میكنه میبینه راضیه ان

راضیه میاد تو

تمین:چرا موهات اینطوریه؟چرا خیسی؟

ته یان یه دفعه گریه كنان میا و میپره تو بغل مامانش

ته یان گریه میكنه و میگه مامان با با منو ایزنه

راضیه نگاه تمین میكنه

تمین:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

-تازه سرم دادم میكشه

-نمیزاره فیلم ببینم

راضیه:نمی تونی برای بچت پدر خوبی باشی

تمین:دروغ میگه

-میگن حرف راستو از بچه بشنو

-میگم داره دروغ میگه چرا باور نمیكنی؟

ته یان:در وغ ن م ی گ م

-بچتم مثل خودته

-چی؟

-اصلا از كجا معلوم این بچه منه

راضیه دستشو میبره بالا و یكی میزنه تو گوشش

-برو بیرون

-هاان

-از خونه ی من برو بیرون

همه با صدای بلند تمین میدوئن میان تو سالن

-میرم با بچمم میرم

تمین دست ته یان را میگره و میگه خودت تنها برو

-اون بچه ی تو نیست نباید پیشت باشه

-نمیزارم پیش تو هم باشه

راضیه دید نمی تونه ته یان را ببره ول كرد و رفت

تمینم دست ته یان را كشید و برد تو اتاق و گفت:من زدمت

ته یانم هیچی نمیگفت

تمیتم دید فایده ای نداره ول كرد و رفت پایین

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

موقعیت:خانه اونیو

اونیو و فرشته پیش هم نشسته بودن و داشتن آهنگ گوش میدادن

فرشته:چه آهنگش قشنگه

اونیو:آره میای با هم برقصیم

-نه

-چرا؟

-نوموخوام

بعد اونیو بلند شد و دست فرشته را گرفت و شروع كرد به رقصیدن

فرشته:میخوام فقط مال من باشی

اونیو:منم همینطور

-بلا خیلی خوب میرقصی

-خدادادیه

-مگه من چیزی گفتم

-نه

خلاصه مطلب كه اونیو و فرشته كلی با هم رقصیدن

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

موقعیت:ساختمان اس ام

جونگ و كی وسارا و شكرانه و رها داشتن رو آهنگ جدیدشون كار میكردن

كی:دلم نمیخواد تمین از گروه بره

جونگ:منم همینطور

رها:مگه هفته دیگه ازش سوال نمیپرسن؟

جونگهیون:آره

سارا:رییس به تمین گفته این ماجرا را تكذیب كنه

شكرانه:خیلیا از این موضوع ناراحتن امیدوارم همه چی خوب پیش بره

جونگ هیون:شكرانه چه لباسی میخوای برامون طراحی كنی؟

-نمیدونم یه كاریش میكنم

كی:لباس من صورتی باش

جونگ هیون میزنه تو سر كی و میگه ای دختر

رها:چون من هنرپیشه اصلی آهنگم پس لباس پرنسسی برام تدارك ببین؛سارا تو هم یه جوری آرایشم كن بشم شبیه فرشته ها

سارا و شكرانه دوتایی با هم:باشه

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

یك هفته بعد

همه ی عكاس ها و خبر نگارا جمع شدن

خبرنگار:آقای تمین:این دختر ئاقعا بچه ی شماست

تمین همینجوری ساكته و هیچی نمیگه

همه كلی سوال ازش میپرسن و تمین بعد 5 دقیقه یكوت میگه همه چی دروغه من بچه ای ندارم

كه یه دفعه جینی میگه بچه ی خودته دروغگو من مدرك دارم

همه بر میگردن و جینی را نگاه میكنن

 

 

 

خب تمومیدتا پارت بعد بای

بچه ها جینی از كجا مدرك اورده ؟شما میدونین؟

 





طبقه بندی: نی نی بیا بغلم،

[ جمعه 12 آبان 1391 ] [ 12:58 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظر ندی كم میزارم() ]


نمایش نظرات 1 تا 30
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک