تبلیغات
داستان-shineeshiny - نی نی بیا بغلم/6

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلام بچه ها اومدم با پارت جدید نی نی بیا بغلم

اونیو اینجا خیلی خوش قیافه شده؟كاش منم از این عكس خوشملا داشتم

بچه ها اصلا حالم خوب نیست برای همین كم گذاشتم

درضمن اگه نظرا بیشتر از 35 تا شد پارت بعدیو میزارما

______________________________________________________________________

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

موقعیت:خانه تمین

تمین سرشو گذاشته بود روی میز و داشت گریه میكرد

ته یان اومد و گفت آپا

تمین سرشو از رو میز برداشت و نگاه نه یان كرد

ته یان:بابایی داری گریه میكنی؟

تمین:آره

ته یان:چرا؟

تمین:چون اگه گریه كنم ناراحتیام از بدنم میره بیرون

ته یان با دستای كوچولوش دست كشید رو گونه های تمین و اشكاشو پاك كرد و گفت بابا منم اگه بخوام غمام بره بیرون باید گریه كنم؟مامانم چون میخواد غماش بره بیرون گریه میكنه

تمین:مگه تو هم غم داری وروجك من؟

ته یان:آره

تمین:چه غمی؟نكنه عاشق شدی؟

ته یان:مگه من مثل شمام

تمین:هان

ته یان:مامان میگه شما هر دقیقه عاشق میشین

تمین:مامان دروغ میگه خب بگو ببینم چه غمی داری؟

ته یان:قبلا ناراحت بودم چون بابا نداشتم هروقت ذختراهای دیگه را میدیدم دست تو دست باباشون میرفتن مدرسه كلی ناراحت میشدم

تمین وقتی اینو شنید ته یانو بلند كرد و نشوند روی پاش سرشو بوسید و گفت دیگه نمیزارم ناراحت بشی

ته یان:قول دادیا بابا جون

تمین:یادم نمیره

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

موقعیت:خانه مینهو

مینهو و سایا كنار هم نشسته بودن

سایا:واقعا تمین از گروه رفت

مینهو:آره

-خیلی بد شد

-چرا؟

-چون بدون اون گروه دیگه معنی نداره

-آیه همینطوره ولی كاریش نمیشه كرد

-مینهو برای فیلمبرداری آهنگ جدیدتون تمینم بیارید

-فكر خوبیه

یه دفعه صدای در اومد مینهو رفت در را باز كرد و دید اونیو و جونگ و كی هست

مینهو:اینجا چیكار میكنین؟

جونگ:اومدیم دنبالت تا بریم پیش تمین

مینهو:فكر خوبیه

اونیو:پس منتظر چی هستی برو آماده شو

مینهو:سایا را هم بیارم

كی:اره بیارش ولی زود باش برو آماده شو

مینهو:باشه بچه ها بیاین تو تا من برم آماده شم

مینهو رفت آماده شه و جونگ و كی و اونیو هم  نشستن روی مبل و با سایا حرف زدن تا مینهو بیاد خلاصه مینهوآماده شد و  پسرا با هم رفتن خونه تمین

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

موقعیت:خانه تمین ساعت 8 شب

زنگ خونه تمین به صدا در میاد

ته یان میره در را باز میكنه وقتی ته یان در را باز میكنه جونگ میگه چه دختر خوشملی

ته یان:هوم،من شمارمو به همه كس نمیدم

كی:مگه تو گوشی داری

ته یان:نه برای همین گفتم شمارمو به همه كس نمیدم

تمین:ته یان كیه؟

ته یان:فرندات

تمین:فرندام كه یه دفعه پسرا را میبینه

تمین:بفرمایید داخل

پسرا و سایا  اومدن نشستن روی مبل اونیو گفت :ته یان ما را عمو صدا بزن

ته یان:باشه

كی بوم:ته یان بیا اینجا برات یه لباس خوشمل خریدم

ته یان میره پیش كی بوم و كی بومم لباس را نشون ته یان میده  (این لباسه یه لباس صورتیبود با پاپیون های كوچیكی كه همه جاش بود)

ته یان لپ های كی را میبوسه و میگه ممنونم عمو كی بوم جونم بعد میگه برم بپوشمش بیام

یه پنج دقیق ای طول میكشه تا ته یان لباس را بپوشه بعد میاد

تمین:خیلی بهت میاد

ته یان:نمیخواین از این خانم خوشكل یه عكس بگیرین

جونگ:چرا عزیزم بعد جونگ گوشیشو در میاره و كلی عكس از ته یان میگیره ته یانم كلی جس میگیره خلاصه اونروز كلی به پسرا خوش گذشت تا موقعی كه

پسرا داشتمن میرفتن خونه ته یان دویید كه بره از پسرا خداحافظی كنه كه یه دفعه پاش لیز خورد و افتاد رو زمین و بیهوش شد

 

خب تمومید

بایییییییییییی

تا پارت بعد





طبقه بندی: نی نی بیا بغلم،

[ جمعه 19 آبان 1391 ] [ 12:32 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


نمایش نظرات 1 تا 30
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک