تبلیغات
داستان-shineeshiny - نی نی بیا بغلم /10

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 

سلام بچه ها با پارت 10 نی نی بیا بغلم اومدم خونتون

خب ادامه هم بریدا

نظرای پارت قبلی كم بود ولی من باز این پارتو گذاشتم ولی اگه نظرای این پست كم باشه دیگه نمیزارم

 

یه دفعه همه جیغ زدن تمین از گروه شاینی بدویین

تمین باشنیدن ابین حرف دست راضیه را گرفت و دویید

تمین و راضیه میدوییدن طرفدارا هم پشت سرشون یه دفعه طرفداراش هرچی دستشون بود پرت كردن طرف تمین و گفتن عوضیییییییییی چطور جرائت كردی؟

-دیوونه

تمین:زود باش

راضیه:اینا چه جور طرفدارایین؟؟؟؟؟

تمین یه دو راهی پیدا كرد

تمین:راضیه باید حواسشوتو پرت كنیم

راضیه:چجوری؟؟؟؟

تمین:نمیدونم

راضیه:میمیردی یه كلاه و یه ماسكی بزاری؟؟؟

تمین:من فكر میكردم دیگه هیچكس طرف من نمیاد

راضیه:ایش

تمین و راضیه به اون دو راهی نزدیك شدن كه یه دفعه تمین چشمش به یه چند تا سطل اشغال برخورد كرد

تمین:راضیه سطل ها را پرت كن جلوی دخترا و خودتم از من جدا شو

راضیه:باشه

راضیه دست تمینو ول كرد و سطل ها را پرت كرد و خودش رفت راست و تمین رفت چپ اما بازم طرفداری تمین تقسیم شدن نصبشون رفتن دنبال تمین و نصبشون رفتن دنبال راضیه

تمین همینجوری داشت میدویید و ته یانم رو كولش بود تمین بالا خره پشت یه دیوار قایم شد و طرفداراش اونو گم كردن

تمین یه نفس راحت میكشه و ته یانو از پشتش میاره پایین و میگه:اوفیش به خیر گذشت

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

موقعیت: خانه رها

كی بوم و رها نشستن روی زمین

كی بوم:بقیه هم رفتن

رها:خب كه چی؟؟؟؟

كی بوم از سر جاش بلند میشه و میره طرف رها

رها هم بلند میشه و همینجوری میره عقب كی بومم پشت سرش میره

رها:چیكار میكنی؟؟؟؟

كی بوم:هههههه

رها:كییییییییی بوم

رها انقدر میره عقب تا میخوره به دیوار كی بوم چشماشو میبنده

رها:هوی عوضی

كی بوم:مارك عطرت چیه؟؟؟؟؟

رها:هوممممممم

كی بوم:خیلی بوش خوبه

رها:كاپیتان بلك

كی بوم:آهاااااااااان

رها:فقط برای همین دنبالم اومدی؟؟؟؟؟؟

كی بوم:آره داشتم با عمق وجودم این بو را حس میكردم تا ببینم ماركش چیه؟؟؟

رها:جالا فهمیدی؟؟؟؟

كی بوم:اوهوم

رها:پس گمشو اونور

كی بوم:نچ نچ

رها:دیگه چیه؟؟؟؟

كی بوم:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

رها:مارك لباسمو میخوای ببینی چیه؟؟؟؟

كی بوم:نهههههههه

رها:پس چی؟؟؟؟؟؟

كی بوم دست میكنه تو جیبش و یه جعبه میاره بیرون و یه انگشتر از توی اون میاره بیرون

رها:طلاست

كی بوم:نهههههههههه

رها:من نمیخوامش

كی بوم:چراااااا؟

رها:چون من چیكاره ی تو ام كه میخوای بهم انگشتربدی؟؟؟؟؟

كی بوم:میشه دوست دخترم باشی؟؟؟؟

رها:نه

كی بوم:چرا؟؟؟؟؟

رها:اگه انگشتره طلا بود شاید

كی بوم:خب اینم بدل مارك داره

رها میخنده و میگه باشه دستم كن

كی بوم انگشتر را دست رها میكنه و چشماشو میبنده و گونه های سرخ رها را میبوسه

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

جینی و فرشته و سایا رفتن دور شهررا گشتن

موقعیت:داخل ماشین جینی

جینی در حال رانندگی بود و سایا كنار دستش جلو نشسته بود و داشت ظبتو دست كاری میكرد

فرشته هم رو صندلی عقب نشسته بود و داشت با موبایلش ور میرفت

جینی:دخترا خیلی خوش گذشت نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سایا:آره

فرشته:موافقین:بریم پیش پسرا

جینی:نه

سایا:نه بریم

یه دفعه گوشی جینی زنگ میخوره

جینی:سایا:گوشیمو تو كاپوت ماشین میدی؟؟؟

سایا:باشه

سایا دست میكنه تو كاپوت ماشین و گوشی جینی را میده

جینی:الو

تمین:سلام

جینی:تمین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سایا:تمینه؟؟؟

جینی یواش به سایا میگه آره تمینه

تمین:میخواستم بگم

تمین داشت این حرفو میزد كه یه دفعه سایا گفت جینیییییییییییی اون ماشینو ببین ،مواظب باش

جینی دستشومیده طرف راست ولی..............

 

 

خب خوشتون اومد

خب تمومید بای تا پارت بعد





طبقه بندی: نی نی بیا بغلم،

[ یکشنبه 5 آذر 1391 ] [ 08:51 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


نمایش نظرات 1 تا 30
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک