تبلیغات
داستان-shineeshiny - نی نی بیا بغلم/12

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلام بچه ها با پارت 12 اومدم اینجااااااااا

من هم اینجا داستانمو میزارم هم تو سایت مخصوص شاینی

خب اگه داستان را نخونیدید برید ادامه

 

 

 

 

دكتر:حالشون  خوبه نگران نباشین فقط لی جینی رفته تو كما

تمین:حالشون خوبه؟؟؟؟اگه خالش خوبه پس چجوری رفته تو كما؟؟؟؟؟

دكتر:امكان داشت بمیره،همین كه تو كماست خودش یه معجزست

تمین:كی میتونم ببینمش؟؟؟؟

دكتر:فعلا تا دو سه روز آینده هیچ كدومشونو نمیتونین ببینین

كی بوم رو میكنه به تمین و میگه:هیونگ بیا بریم خونه

تمین:نه اینجا میمونم

رها:موندن تو اینجا چه فایده ای داره؟؟؟؟؟؟

جونگ:راست میگن

تمین:خودم میرم

كی بوم:با این حالت چطور رانندگی میكنی؟؟؟

تمین:پیاده میرم

جونگ:پس مواظب خودت باش

تمین:اوكی بای

همه با هم گفتن باااای

تمین از راه رو بیمارستان رفت بیرون به زور خودشو رسوند دم در بیمارستان دیگه نای راه رفتن نداشت ولی بازم شروع كرد به راه رفتن كلی راه رفت

تا اینكه رسید به خیابون تهران از قضا سارا داشت با ماشینش از اونجا رد میشد رفت كنار پیاده رو و ماشینو نگه داشت

از ماشین پیاده شد و گفت تمییین

اما تمین اصلا صداشو نفهمید

سارا رفت نزدیك تمین با دستش برش گردوند و گفت تمین با تو هما

تمین نگاه  سارا كرد

سارا:چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین اشك از گونه هاش سرا زیر شدن

سارا تمینو بغل كرد (قصد خاصی نداشتم

و گفت چی شده؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین:جینی تو كما رفته

سارا:چیییییییی؟؟؟

تمین:رفته تو كما

سارا:نگران نباش خوب میشه

تمین و سارا اصلا حواسشون به مردم نبود

سارا خودشو كشید كنار یه دفعه دید كه همه مردم دورشون جمع شدن و دارن ازشون عكس میگیرن

سارا:واییی نه تمین

تمین:چی شده؟؟؟؟؟

تمین نگاه مردم كرد و تازه متوجه اشتباهش شد

تمین: شد قوز بالا قوز

سارا(یواش اینو میگه):بدو بریم تو ماشین

تمین:باشه

سارا دست تمینو میگیره و به زور از میان چمعیت رمیشن و میرن تو ماشین

سارا پاشو میزاره رو گاز و میزه

وقتی از اونجا دور میشن:تمین دیگه فایده نداره

سارا:هااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین:الان همه ی اینترنت از عكس ما پر شده

سارا:ما كار بدی كه نمی كردیم

تمین:آره ولی بقیه كه این فكرو نمیكنن

سارا:براشون توضیح میدیم

تمین:باور نمیكنن

سارا:تو كه دیگه

تمین:حرفتو بزن....چرا حرفتو نصبه میزنی؟؟؟؟؟؟

سارا:.......

آره من دیگه خواننده نیستم :تمین

سارا:ببخشید

تمین:عیبی نداره

خلاصه بعد از 40 دقیقه میرسن خونه

تمین:خداحافظ

سارا:خداحافظ

تمین داشت میرفت داخل خونه كه یه دفعه سارا  از ماشین پیاده شد و داد زد تمین

تمین برگشت و گفت:چی كار داری

سارا دویید سمتش

 سارا روی یه برگه یه چیزی نوشت و گذاشت كف دست تمین

تمین:این چیه؟؟؟؟؟

سارا:ترفند خوشحالی

تمین:ترفند خوشحالی؟؟؟؟

سارا:آره هر وقت ناراحتم با این كار غممو یه كمی فراموش میكنم

تمین:چی هست؟؟؟؟؟

سارا:توی خونه بخونش

تمین:اوكی باااای

سارا: بای

 

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن



موقعیت :خانه

تمین:سلام

مامان تمین:سلام پسرم ..........چی شده

تمین:جینی تصادف كرده و تو الان تو كماست

مامان تمین:كما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ته یان همون لحضه میاد و میگه بابا

ولی وقتی صورت تمینو میبینه ساكت میشه

تمین:من میرم بالا

مامان تمین:باشه پسرم برو

تمین میره بالا تو اتاقش و لبایشو عوض میكنه و بعد میشینه روی صندلی

یه دفعه یاد اون برگه ای كه سارا بهش داد میفته میاد برگرو ورداره بخونه كه یه دفعه ته یان میاد تو و میگه بابا

تمینم برگه را تا میكنه و میزاره تو جیب لباسش

تمین:ته یان؟؟؟؟؟؟؟

ته یان:بابا

تمین:بله دخترم

ته یان:بابایی من رقص رینگ دینگ دونگو یاد گرفتم

تمین:هاااااااااااان

ته یان:برات اجرا كنم

ته مین یه لبخند ملیحی میزنه و میگه آره دختر گلم

تمین آهنگ رینگ دینگ دونگو میخونه و ته یانم با آهنگ خیلی جالب میرقصه

وقتی ته یان رقصیدنش تموم میشه ته یانو بغل میكنه و میشونه روی پاش و میگه دختر گلم عاشقتم

یه دفغه تلفنش زنگ میخوره

تمین گوشیشو بر میداره و میبینه كه راضیه هست

تمین:الو

راضیه:سلام

تمین:.......

راضیه:خوبی؟؟؟؟؟؟

تمین:نه

راضیه:چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین:جینی رفت تو كما

راضیه:چییییییییییییییی؟

تمین:.................

راضیه:الان ناراحتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین:آره

راضیه:خیلی جینی را دوست داری نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین:اوهوووووووووووم

راضیه:كاش میشد زمانی كه با هم بودیم هم منو انقد دوست میداشتی

تمین:ببخشید راضیه جون

راضیه:هیچوقت اینجوری صدام نكردی !!!!!!! ،حالا چرا متاسفی

تمین:من به تو خیلی سختی دادم

راضیه عیبی نداره

تمین:خب دیگه كاری نداری

راضیه:نه بااااااااااااااااای

تمین:بای

 

باااااااااااااااای

تمومید بای تا پارت بعد





طبقه بندی: نی نی بیا بغلم،

[ دوشنبه 14 اسفند 1391 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک