تبلیغات
داستان-shineeshiny - نی نی بیا بغلم/15

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 

سلام

اینم از پارت 15

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

سارا:چی گفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین:باهام دوست شو

سارا از عصبانیت قرمز میشه و میگه برررررو گمشو عوضی و بعدم ول میكنه و میره

تمین:كجا میری

سارا:رو بون سه جا

تمین:ولی ما

سارا:بین ما هیچی نیس و نخواهد بود ایییییییییییییییی

تمین:چرا اینجوری میكنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟همه ی دخترا آرزوشونه با من باشن

سارا:من جزو اونا نیستم ،دارم دیوونه میشم ،تا یكمی با این خوب میشی هوا برش میداره ایش

تمین:این چشه؟؟؟؟؟؟خود درگیری داره

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

موقعیت:خانه تمین

تمین میره تو اتاقش

ته یان داشت با كامپیوتر بازی انگری برد را بازی میكرد

كه یه دفعه تمینو دیدم و گفت سلام بابا رفتم مرحله ی 3

تمین:سلام.......آفرین بر دختر گلم

میره نگاه بازی میكنه و زیر لبی میگه اینكه هنوز مرحله ی اولشه

ته یان:نه بابا سه بار بردم

تمین:آره

ته یان:دیدن اون خاانم خوشكله كه درموردش بهم گفتی رفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین:هوم

ته یان:چی شد؟؟؟؟؟؟؟

تمین:بهم گفت برو گمشو

ته یان:هان

بعد تمین همه ی ماجرا را تعریف كرد

ته یان:اگه از منم اینجوری میخواستن همینو میگفتم

تمین:خب چیكار كنم

ته یان:ببرش یه جای رمانتیك و ازش درخواست كن

تمین:خب

ته یان:بیشتر از این نمیتونم راهنمایی كنم

تمین:اوف............راستی تو این چیزا را از كجا میدونی وو روجك

ته یان:میدونم دیگه

تمین:دوست پسر داری ته یان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ته یان:نه بابا چی میگی؟؟؟

تمین:اگه یه همچین اتفاقی بیفته میكشمت ووروجك

ته یان:دلت میاد

تمین اپ ته یانو میكنه و میگه آره

ته یان:ایش

 

 

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

 

موقعیت:خانه ی سارا

رینگ رینگ

سارا میاد در را باز كنه و میبینه راضیه و شكرانه هست

سارا:سلام

راضیه و شكرانه:سلام

سارا:بیاین تو

راضیه و شكرانه روی مبل دونفره میشینن سارا هم میشینه كنارشون

سارا:خب

راضیه:چی خب؟؟؟؟؟

سارا:چرا اومدین دیدن من؟؟؟؟؟؟

شكرانه:میخوایم كمكمون كنی

سارا:كمك؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راضیه:آیه میخوایم كاری كنیم تمین آدم شه

سارا:مگه آدم نیست

شكرانه:میخوایم ادبش كنیم......هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سارا:آره ولی

راضیه:ولی بی ولی .....

سارا:ته یان از اینكه من با باش دوست شم ناراحت نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راضیه: نه اونم تو نقشمونه

شكرانه:همه چیزو باهاش هماهنگ كردیم

سارا:جداااااااااااااا

راضیه:حالا تصمیمت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سارا:قبول میكنم

راضیه:تصمیم خوبی گرفتی

سارا:حالا نقشتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راضیه و شكرانه یه لبخند میزنن



موقعیت: فردا ظهر ساعت 2بیمارستان

مینهو و اونیو و تمین رفتن ملاقاتی سایا،فرشته و جینی

تخت جینی

تمین میشینه كنار تخت جینی و دستشو میگیره و میگه:جینی جونم خوبی؟؟؟

داری خواب میبینی نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خواب منو ببین باشه

اگه خواب كس دیگه ای را ببینی میكشمت فهمیدی

تو چه میفهمی عشق چیه؟؟؟؟؟؟؟؟

میفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب بده دیگه اههههههههه



تخت فرشته

:اونیو:چطوری؟؟؟؟؟؟؟

بیدار شو دیگه چقد میخوابی

این یه دستوره

زود باششششششششششششش

بیدار میشی مگه نه

 

تخت سایا

مینهو كنار تختش میشینه و بهش نگاه میكنه و نگاه میكنه

مینهو:ازرو نرفتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من انقد نگات كردم ولی تو اصلا بهم یه نگاهم ننداختی

هوم

رفیق وسط راهی تو

چرا وسط راه منو گذاشتی رفتی؟؟؟؟؟؟

دیگه دوستت ندارم

دختر بد

بعد سرشو میزتره رو تخت سایا و زار زار گریه میكنه

 

یه دفعه دكتر میاد داخل و میگه خانم كو سایا و فرشته به مشكل برخوردن

مینهو و اونیو هردو با هم به چه مشكلیییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب تمومید بای تا پارت بعد





طبقه بندی: نی نی بیا بغلم،

[ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 09:34 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک