داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلام بچه ها با پارت اول داستان اومدم

امیدوارم كه خوشتون بیاد

این ارتش یكم روم به دیوار...ببخشیدا...چون شما اینجور داستانها را دوست دارین منم گذاشتم

ولی خب مجبور بودم یكم صحنه دارش كنم باید معلوم میشد تمین منحرفه دیگه

من كه خودم حالم بهم خورد وقتی داشتم مینوشتمش...اه اه

بچه ها من تو داستان تمینو با موی زرد تصور كردم
--------------------------------------------------

موقعیت:مدرسه جادوگری تمو در شهر از ساعت 9 صبح

خبرنگار:همونطور كه میبینین امروز طبق سالهای گذشته مسابقه ی بار جیوس بین دو كلای معلم شی و معلم جی برگزار میشه

. تو این مسابقه آقای شی و آقای جی بهترین دانش آموزاشونو انتخاب كردن

دانش آموزای آقای شی تمین.......كیبوم....اونیو.....نگین....رها....تارا

و دانش آموزای آقای جی مینهو...جونگ هیون....دونگهه....پانی.....سارگل و ماری

خب مسابقه را شروع میكنیم

همه ی بچه ها وارد زمین میشن و آقای جی پرچم را به علامت شروع تكون میده

همه ی بچه ها سرشونو به نشانه ی احترام میارن پایین

آقای جی:شما همگی كه بازی را خیلی خوب میدونید اما من

آقای شی:شما هر كدام یك شیر در اختیار دارید باید شیر های خودتونو رو كنترل كنیدو  شیرهركی بیهوش بشه از دور مسابقه خارج میشه

آقای جی: كلاس من طبق معمول رنگ قرمز و كلاس آقای شی طبق معمول رنگ آبی

همه با تمام شدن حرف آقای جی داد و فریاد بسیاری راه انداختن

یه دفغه شیر ها وارد زمین بازی شدن و روی هر كدومشون یه پارچه ای بود كه مال كلاس آقای جی قرمز و مال كلاس آقای شی آبی

شیر ها هركدوم میرن طرف صاحبشون

مینهو دست میكشه رو سر شیرش ویه لبخند خوشكل بهش میزنه و میگه جاكسی طبق معمول ما باید برنده شیم میدونی كه؟؟؟؟؟

تمین:میجی ....دختر كوچولوی من تو باید ببیریاااااااا...میدونی كه

سارگل شیرشو بغل میكنه و میگه  ساشای من قوی باش و بازی را ببر

پانی:عشق من پان بازی راببر...منو سر بلتد كن

جونگ هیون:اژو..دخترك زبلم...تو میبری مگه نه؟؟؟فایتینگ

تارا:خودت كه دیگه میدونی اجو......باید ببریم وگرنه

دونگهه:من به تو اطمینان دارم ...مو ...میتونی ببری؟؟؟؟؟

 ماری گریه كنان :نكنه دوباره زخمی بشی اوه...قوی باش باشه...قول دادیا

كیبوم:موها.....تو باید امسال ببری و روی اون آبیا را كم كنی؟؟؟؟؟؟

اونیو:نمی...برایم مسابقه آماده ای؟؟؟؟؟

نگین:بوبا........گوگولی..كوچولوم....قوی باش

رها:هاسو....هاسوی من..نگران نباش ما میبریم

تارا:تتمی ..شیر وفا دار من ..نگران نباش باشه

بعد از اینكه بچه ها با شیراشون حرف زدن همشون خودشونو برای نبرد آماده كردن و گروه جی یه طرف زمین ایستاد و گروه شی یه طرف دیگه زمین یه طرف ایستادن و مسابقه را شروع كردن

شیر ها دو به دو با هم مسابقه میدن

اول از همه نوبت

شیر به هم حمله كردن و بچه ها با ذهنشون اونا را كنترل میكردن

كیبوم:امیدوارم امسال ما ببریم

تمین:ما میبریم

نگین:از كجا انقد مطمئنی؟؟؟؟؟

تمین:یه جادوی باحال پیدا كردم

اونیو:نكنه جادوی؟؟؟

تمین:همونه

رها:ولی این خلاف مسابقس اگه بفهمن ما را تنبیه میكنن

تمین:چجور میخوان بفهمن

تارا: ولی جادوی سیاه

تمین:من بلدم چجوری درستش كنم تو فكرت را در گیر نكن

تاا:ایش

تمین:طبق نقشه پیش برین

بچه ها باشه

تمین:حالا

نگین:جی ما سو دس

یه دفعه شیر پانی میره رو هوا و با سرعت زیادی میاد پایین

پانی:آجو گو ماس

نگین:چیكار كنیم اونا همه ی طلسما را میدونن؟؟؟؟؟؟؟

تارا:معلومه از قبل خودشونو آماده كردن

تمین:ولی برای اون آماده نكردن

اونیو میگم نه

پانی:عی تو مات

شیر نگین شروع میكنه به یخ زدن

تمین بهنگین نگاه میكنه و نگین میگه وا سو ما.....بقیش چی بود

نگین تا به خودش میاد شیرش یخ میزنه ونگین از دور مسابقه بیرون میره

نوبت به اونیو و دونگهه میرسه

تمین:اونیو طلسم باد

اونیو:باشه

اونیو:عی جی ما هو

یه دفعه باد شدیدی میوزه و شیر دونگهه طرف ستونا كشیده میشه

دونگه: مینهو

مینهو:طلسمشو بزن خب

دونگهه یادم رفته

مینهو:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسرا دداشتن با هم حرف میزدن كه شیر دونگه میخوره به میله ها و بیهوش میشه

بعد نوبت كیبوم و جونگ هیون بود كه جونگ هیون میبره

بعد نوبت ماری و تارا میشه و تارا میبره

بعد نوبت سارگل و رها میرسه كه رها میبره

و دور آخر نوبت تمین و مینهو هست

نگین:ما باید این دور را ببریم

اونیو:اونوقت ما میبریم

كیبوم:همچین تمرینم نكرده بودن

تمین:ما میبریم

شیر های مینهو و تمین وارد زمین بازی میشن

مینهو:جی ما نو وا

یه دفعه باد شدیدی میوزه وگردابی درست میشه تمینم  دیه طلسم میخونه و زمین دوباره به حالت اولش برمیگرده

تمین:اوما دا بی جا

یه دفعه شیر مینهو مثل فرفره دور خودش میچرخه

مینهو:اوجو ها

مینهو با این طلسم ،طلسم تمینو باطل میكنه

تمین:حالا

تمین:آچی ما تومجیك بلك

یه دفعه باد شدیدی میوزه

مینهو:چه طلسمیه

سارگل:طلسم سیاه

ماری:نه نیست

این باد به همراه تكه های زیادی از یخ و سنگ همراه میشن و مثل گرد باد دور جاكسی میپیچن و بعدش آب هایی میان دور این گرد باد میپیچن

مینهو طلسم سیاه هست اما چرا رنگ خاك قرمز نشده؟؟؟؟؟

پانی:طلسم قرمزه

مینهو:آره خودشه

مینهو طلسم آبی را برای خونسا كردنش میخونه اما كار نمیكنه و تكه های یخ میرن تو بدن جاكسی و اون بیهوش و زخمی رو زمین میفته

و كلاس شی مسابقه رت میبرن و كلی هورا میكشن

مینهو:چی شد؟؟؟؟؟؟

مینهو اینو میگه و میدوئه سمت یرش

پانی:زود یه دكتر خبر كنین

 دكترا میان و جاكسی را میبرن درمونگاه

موقعیت:10 شب پشت خوابگاه مدرسه

تمین وبا یه نفر از دختر های كلاس جی رفته بودن پشت خوابگاه مدرسه

تمین دست میزاره رو لبای دختره و میگه اینا را برای چند ثانیه بهم قرض میدی

دختر:نه

تمین:چرا؟؟؟؟؟
دختر:برای چند ثانیه كه فایده نداره

تمین:خب 5 دقیقه چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دختر:عالیه

 تمین چشماشو میبنده و لباشو میزاره رو لب دختره و اونو آروم م.ی.ب.و.س.ه

اونا خود به خود دستاشونو دور هم حلقه میزنن و بعد از چند دقیقه تمین لباشو از روی لب دختره بر میداره  و میگه میدونستی اتاق من

دختر: تو اتاق تو چی؟؟؟؟

تمین:میدونستی من هم اتاقی ندارم؟؟؟؟

دختر:خب

تمین:تختمم دو نفرست

دختر:چه بهتر....خب حالا كه چی؟؟؟؟

تمین:اتاق 123 ....من میرم تو 5 دقیقه دیگه بیا

دختر:............

مینهو:نمیشه

تمین و دختره برمیگردن طرف مینهو

تمین:چرا ؟؟؟؟؟

مینهو:چون اون مال كلاس ماست

تمین:عشق این چیزا سرش نمیشه

مینهو:عشق یا هوس؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مینهو رو میكنه به دختره و میگه تو برو

دختر: اما

مینهو:اگه بابات بفهم چی میشه؟؟؟

دختره با این حرف مینهو زود از اونجا میره

مینهو:میدونم نقشت چیه؟؟؟؟؟؟؟

تمین: چیه؟؟؟؟؟؟؟؟

مینهو:میخوای استاد ما را نابود كنی

تمین:چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مینهو:یعنی نمیدونی اون دختره كی بود؟؟؟؟؟؟؟

تمین:نه

مینهو:دختر استاد جی،جیمین بود

تمین:واقعا!!!!! و یه خنده ی شیطانی میزنه

مینهو:چطور اونو رام كردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین:من كاری نكردم خودش گفت میخواد طمع  لبامو بچشه ........ آهان نكنه تو اونو میخواستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟اونو ازت دزدیدم...ببخشید

مینهو با این حرف تمین یقه ی تمینو میگیره و میچسبونه به دیوار و میگه عوضی

تمین:اگه میخوایش توصیه میكنم بری حتماااا پیشش چون طمع ل. ب. ا .ش خیلی خوب بودن

مینهو:كثاااااافت

تمین :اوه جا مانو ما ماس

یه دفعه لبای مینهو بهم میچسبن  و تمین دست مینهو را میگیره و میگه یقه را ول كن

مینهو یقعه ی تمین را ول میكنه و تمین ول میكنه و میره..مینهو هم یه ورد میخونه و لباش درست میشن

مینهو:كثافت

موقعیت:كتابخانه

ماری:یعنی چه تلسمی بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سارگل:جادوی سیاه

ماری:اگه جادوی سیاه بود پس چرا خاكش قرمز نشد

سارگل:پس حتما جادوی قرمز بوده خانم

ماری:خب اگه خاكش رنگش عوض نشه میشه جادوی قرمز

دونگهه:نه همون جادوی سیاه هست ولی یه جای كار میلنگه

مینهو:مهم نیس چه جادویی بوده بیاین بریم پیش استاد جی

جونگ هیون:باشه

مینهو:پانی كجا هست؟؟؟؟؟

جونگ هیون:پیش جاكسیه

مینهو:برو صداش بزن تا بیاد پیش استاد جی؟؟؟؟؟؟

موقعیت:درمونگاه

پانی:كی خوب میشه؟؟؟؟؟؟

دكتر:معلوم نیس

پانی یه دست میكشه رو سر جاكسی و یه قطره اشك میریزه

جونگ هیون:نگران نباش خوب میشه

پانی:گناه داره

جونگ دستاشو باز میكنه و میگه نگران نباش

پانی هم میاد جلوی جونگ و میگه تو هنوز آدم نشدی منحرف

جونگ هیون:منحرف

پانی:حالا چرا اومدی اینجا؟؟؟؟؟؟؟؟

جونگ هیون:چرا اومدم؟؟؟؟؟

پانی نگاه جونگ میكنه

جونگ هیون:باید بریم پیش استاد جی

پانی:تو برو من میام

جونگ هیون:نه باید با هم بریم

پانی:باشه بریم

موقعیت:اتاق استاد جی

بچه ها داشتن با استاد حرف میزدن كه یهدفعه پانی و جونگ هیون اومدن تو

پانی و جونگ هیون:سلام استاد جی

استاد بیاین تو

استاد:میدونین مجازات شما چیه؟؟؟؟؟

جونگ هیون:بخاطر باختمون

استاد:آره

مینهو:نه

سالهای قبل چی بوده؟؟؟؟؟؟؟؟:استاد

مینهو:هر چی طرف برنده خواست طرف بازنده باید به اون بده

استاد جی:باید سه شب رو تو حیاط مدرسه بخوابین

سارگل و ماری:چی؟؟؟؟؟





طبقه بندی: secret magic،

[ چهارشنبه 26 تیر 1392 ] [ 10:27 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک