تبلیغات
داستان-shineeshiny - Flowers of love garden/3

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلام بچه ها با پارت 3 اومدم پیشتون
راستشو بخواید اصلا دیگه نمیخواستم این داستانو بنویسم اما بخاطر اصرار های هائه و علاقه ی خودم به این داستان نوشتمش

ببخشید که یه مدت نذاشتمش
خب برین ادامه که داستان منتظرتونه

-----------------------------------------------------------

گل های باغ عشق 3

اونیو:چته؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هائه را با پاش محم میزنه به اونیو و اونیو را از تخت میندازه پایین

اونیو:وای سرم

هائه را:خوبی؟؟؟؟

اونیو در حالی که سرشو گرفته بود بلند میشه و میگه خوبم

هائه را:من اینجا چیکار میکنم؟؟؟؟؟

اونیو:دیشب وقتی داشتی پیتزا ها را تحویل میدادی غش کردی...منم نمیدونستم باید چیکار کنم؟؟؟؟

هائه را:برای همین منو آوردی تو اتاق خودت

اونیو:آره

هائه را از روی تخت بلند میشه و بلند میگه منحرففففففففف

اونیو:باور کن اتفاق بدی بین ما نیفتاده

هائه را:اگه افتاده بود که تو حالا مرده بودی

هائه اینو میگه و میره تو راه ک میخواسته بره جونگ هیون را میبینه در حالی که یه چایی دستش بوده و داشته میخورده

جونگ هیون:میخوری؟؟؟؟؟

_____________________________________

موقعیت:خانه جیمین و سیما

جیمین از خواب بلند میشه و میبینه که سیما پیشش نیس و هر چی صداش میزنه کسی جواب نمیده بلند میشه و میره دنبالش میگرده و میبینه ک روی میز تحریرش خوابش برده میره پیشش و میگه هی پاشو لنگ ظهره

سیما هم بلند میشه و میگه وای دیرم شد

جیمین:ههههههههههههه.....ساعت 8 صبحه

سیما:وایییییییییی نه دیرم شد

جیمین:واسه دید زدن پسر مردم دیرت شده؟؟؟؟

سیما:بببند

سیما میدوئه تو اتاقش و دنبال وسایلاش میگرده جیمینم میگه بزار منم بیام ...سر راه یه چیزیم میخوریم..خوبه؟؟؟؟

سیما:آره...فقط زود باش آماده شو

جیمین:باشه

موقعیت:کافه پرنس

سیما:یه چای لطفا

مرد:شما چی خانم؟؟؟؟؟؟؟

جیمین:............

سیما:چی میخوری جیمینم؟؟؟؟

جیمین:هوووووووووووی چی میخوری؟؟؟؟؟؟؟

جیمین:اون پسرو!!!!!!!!!!

سیما:هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جیمین:خیلی نازه

سیما:میگم چی کوفت میکنی نگو خانم داره هیز گری میکنه

جیمین:داره میاد اینجا

اون پسری که جیمین داشت نگاش میکرد اومد طرف چیمین و یه گل رز سرخ بهش داد و گفت گونه هات به سرخی این گلن .....نتونستم عطر خوش گلی مثل تو را تحمل کنم

سیما وقتی این حرفا را شنید دهنش باز مونده بود

بعد پسره گفت من تمینم...خوشحالم که با همچین رز سرخی آشنا شدم

سیما:لطفا برید مزاحم نشید

تمین:باشه سیما خانم

سیما:تو اسم منو از کجا میدونی؟؟؟؟؟؟؟

تمین دستشو به سمت چپ دراز کرد و گفت اون دوستمه...سیما هم همون طرفو نگاه کرد و دید ک همون پسری ک بهش گل آفتاب گردون داده هست بعد روشو کرد طرف تمین و گفت جونگ هیون دوست توئه؟؟؟؟؟؟؟؟

تمین:آره ما خیلی صمیمی هستیم

سیما:که اینطور

____________________________________________

موقعیت:گاری دان

مهشاد داشت با مدل ها حرف میزد که یه دفعه کیبوم اومد و گفت فکراتونو کردین خانم خوشکله؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مهشاد:رها...این آقا واسه اومدنشون وقت دارن؟؟؟؟؟؟؟

رها :هان؟؟؟آؤه این آره..آین آقا خوش تیپه هر وقت بیان قدمشون رو تخم چشمای ماست منتهی............

کی بوم:منتهی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

رها:منتهی با اون دوست خوش تیپش ک به من گل بنفشه داد

کی بوم:هان مینهو را میگی؟؟؟؟؟

رها:آره خب

مهشاد:فکر کنم این همکاری واسه هردمون خوب باشه

رها:داشتم گل لغد میکردم

مهشاد:واسه بستن قرار داد بیاین اتاق من

رها:هوی مهشاد

مهشاد:اگه میخوای اخراج شی یه کلام دیگه بگو

رها:ببخشید خانم رئیس

کی بوم میاد بره داخل اتاق مهشاد وقتی از کنار رها رد میشه یه کاغذ در میاره و میگه مریضه...برو پیشش

رها:کی؟؟؟؟؟؟؟؟

کی بوم:مینهو!!!!!!!!

رها:واقعا؟اما کارم چی؟؟؟؟؟؟؟؟

کی بوم:نگران نباش من درستش میکنم

رها:باشه پس من رفتم

___________________________________

موقعیت:خانه سارگل و تارا

سارگل نشسته بود رو صندلیش و داشت توی گویش همه چیزو میدید

سارگل:امروز همه چی تموم میشه....منظر باشید

خب تمومید تا پارت بعد باااااااااااااااای





طبقه بندی: flowers of love garden،

[ پنجشنبه 21 شهریور 1392 ] [ 07:47 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک