تبلیغات
داستان-shineeshiny - Flowers of love garden/4

داستان-shineeshiny

شاینی فقط یه دونه است ،همیشه عاشقتون می مونیم.

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ داستان-shineeshiny خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

سلااااااااااااااااام بچه ها با پارت جدید اومدم پیشتون
خب من وقتتونو نمیگیرم برین ادامه نظر هم فراموش نشه ایشالا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

گل های باغ عشق 4

تارا:سارگل دوباره میخوای چیکار کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سارگل:یعنی تو نمیدونی؟؟؟؟؟؟؟

تارا:نه این درست نیست

سارگل:چرا؟؟؟؟؟؟من میخوام برگردم

تارا:چرا همین جا نمیمونی؟؟؟؟چرا دوست نداری آدم باشی؟؟؟؟؟

سارگل:چون آدمها بدن.....نمونش همون دختره رها

تارا:پس تو یه کاری کن مینهو عاشقت بشه

سارگل از سر جاش بلند میشه و میگه تو چرا یه کاری نمیکنی کی بوم عاشقت بشه؟؟؟

تارا:کی بوم منو دوست داره

سارگل:ههههههههه

تارا:چرا میخندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سارگل:واقعا پس برو ببین داره چیکار میکنه...اون با یه دختر دیگه

تارا:دروغه

سارگل:نه نیس

تارا:من باور نمیکنم

سارگل:پس برو تا باور کنی

تارا:من میرم تا روی تو را کم کنم

سارگل:باشه برو ...برو عشقتو ببین که

تارا:ساکت شوووووووووووووو گفتم کی بوم.........

سارگل:باشه تو راست میگی

_____________________________________

موقعیت:خانه مینهو

رها میرسه دم خونه و میبینه که در بازه مینهو را صدا میزنه اما جوابی نمیشنوه واسه همین میره داخل و میبینه روی زمین پر از گلبرگه  ،گلبرگ های زرد،قرمز بنفش و.....رها یکم میره جلو تره و میبینه پنج تا گل رو زمینه  بنفشه و رزسرخ و آفتاب گردان ولاله و لادن و رزماری رها روی زانوهاش میشینه و یه گل بنفشه را از روی زمین بر میداره و بو میکنه

رها:وای چه خوشبو هست

مینهو:چه انتخاب خوبی

رها برمیگرده و میگه تو مگه مریض نبودی؟؟؟؟؟؟

مینهو:نه

رها:ای دروغگو

مینهو:ههههههههههه

رها از سر جاش بلند میشه و میگه اینا همش کار توئه؟؟؟؟

مینهو:من واسه بدست آوردن تو هر کاری میکنم

رها:راست میگی؟؟؟؟

مینهو:البته

رها:چجوری؟؟؟؟؟

مینهو میره نزدیک رها و صورتشو میبره نزدیک صورت رها ومیگه اینجوری و بعد اونو م.ی.ب.و.س.ه

________________________________________

موقعیت:بیرون گالری دان

تارا میخواست بره داخل گالری ک یه دفعه کی بوم و مهشاد را میبینه ک دارن میان بیرون واسه همین یکم از اونا دور میشه تا اوتا نبیننش ولی می ایسته و نگاشون میکنه

کی بوم:امروز روز خوبی بود

مهشاد:واسه شما آره چون قرار دادو امضا کردین

کی بوم:اون قرار دادو ول کن چون با تو بودم روز خوبی بود

مهشاد:این چیزا رو من اثر نداره

کی بوم وقتی این حرفو میشنوه دستشو میبره پشت کتش و یه عالمه گل لادن درست میکنه و بعد میاره بیرون و میگه اینا چی؟؟؟؟اینا اثر دارن؟؟؟؟؟؟

مهشاد:تو جادوگری؟؟؟؟

کی بوم:یه جورایی!!!!!!

مهشاد:...........

کی بوم:دستام افتاد نمیخوای بگیریش

مهشاددستشو میبره طرف گل ها و کی بومم گل ها را میده به اون بعد کی بوم میخواد بره که یه دفعه بر میگرده و گونه های مهشاد را میبوسه و میگه دوستت دارم فرشته ی قلب من

همون موقع که تارا اون صحنه بوسیدن را میبینه یه قطره اشک از چشماش سرازیر میشه و یواش میفته روی زمین همون موقع زمین شروع به لرزیدن میکنه و ابرهای سفید میرن و ابرهای سیاه جایگزین میشن و یه رعد و برق بزرگ دقیقا میخوره به گل هایی ک دست مهشاد بودن  و باعث میشه کی بوم ب اون طرف محوطه پرتاب بشه

کی بوم وقتی به اون طرف محوطه پرتاب میشه یه لحضه نگاش به تارا میفته و تارا هم تا متوجه میشه کی بوم داره نگاش میکنه از اونجا میره

_____________________________________

موقعیت:بیرون از کافه

جونگ هیون:سیما خانم امروز خیلی خوشکل شدین

سیما یه دستی به موهاش میکشه و میگه:مثل هرروزم فرقی نکردم

همون موقع تمین و جیمین اومدن بیرون

تمین:مثل اینکه امروز روز خوبی خواهد بود ک یه دفعه جونگ هیون گفت نه روز بدی خواهد بود تمین

تمین روشو برگردوند و با صحنه ای مواجه شد که نمی توانست باورکنه

خب تا پارت بعد باااااااااااااااااای

نظر هم فراموش نشه اگه نظر نزارین پارت بعد میره تو مدرسه شاید اصلا پارت بعدی وجود نداشته باشه





طبقه بندی: flowers of love garden،

[ چهارشنبه 27 شهریور 1392 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ sargol ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه

آوازک